با عرض سلام
ببخشید که دیر آپ کردم به خدا وقت نداشتم
یه کار داغ مرسی که نظر میدین
من و پنجره
من و پنجره یه عمره چشم انتظار نشستیم
از ابتدای لین راه بار سفر رو بستیم
به هم دیگه می گفتیم این دیگه دل نمی شه
جواب این دل من یه دسته با تیشه
می خوام یه کاری بکنم
گریه زاری بکنم
تو اشک چشمون سیات
قایق سواری بکنم
می خوام اینو بدونی که خیلی دوست دارم
من می خوام سرمو رو شونه هات جا بذارم
♥♥
تو این دنیای ویرونه کسی عاشق نمی مونه
دل هرکی یه رود خونه که توی این پر خونه
تو این دنیای بی سر ته
که همه بهش میگیم به به
عشقی دیگه نمونده
که بگیم خدا اینو رسونده